کارنکارن، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 21 روز سن داره

خاطرات کارن کوچولو

کارن کمک بابایی شده

یه چند روزه که پام شکسته و خونه نشینم . اوایل کارن از گچ پام می ترسید و جلو نمیومد اما اروم اروم بهتر شد و الان هم به محض اینکه میخوام پاشم میره عصا رو میاره و بعدش هم دست منو میگیره و باهام میاد و جالب اینه که دائم موقع راه رفتن بهم میگه " یواش ... بابایی مواظب باش .... یواش "   ...
17 آبان 1391